جهت دريافت مطالب كامل گروه  انديشه  با مجله تماس حاصل فرمائيد..

مرده ‏ريگ سنت روشن‌فكري

بسياري از مباحث و مسايل و دغدغههايي كه داريم و ممكن است بيشتر آن‌‌ها سياسي جلوه كند، نهايتا به مبانياي فكري و فلسفي متكي است. اين‌‌ها مسایلي است كه مادامي كه عميقاً تحليل نشود، خروج آگاهانه از وضعيت فعلي دشوار به‏نظر مي‏رسد. درگيري محض در مناقشات سياسي بدون تلاش براي  فهم درست‏تر فرايند فكري‏اي كه اينك ميوهی تلخ سياسي آن را مي‏چينيم، ممكن است فعاليت‌‌هاي آزاديخواهانه را از كارآمدي كافي مانع شود. دراين ميان  بحث روشنفكري بحث بسيار مهمي است، زيرا، بر خلاف آن چه كه ممكن است ظواهر امور القا كند، آن چه كه ما امروز وارثان آن هستيم و نجات از آن برايمان به يك آرزو بدل شده است، چيزي است  كه ترجيح ميدهم آن را ميراث سنت روشنفكري بنامم. اوضاع سياسي و فرهنگي و اجتماعي در بسياري از كشورهاي جهان، و آشكارتر و مهمتر از همه - براي مااوضاع ايران در سه دههی گذشته در اصل ميراث روشنفكري است. نقش طبقهی سياسي در اين خصوص، به رغم اهميت آن، به گمان من به نسبت فرعي‏تر استهدف ما از طرح اين بحث محاكمهی روشنفكران است، گرچه البته محكوم كردن آنان نيستاز اين اشتباه پيش مي‏گيريم كه نقد علمي ما، چه در نيت و چه در نتيجه، با لگدپراني‏هاي مرسوم به روشنفكران در چشم‏انداز واحدي قرار گيرد، كه در آن صورت بايد گفت «خون شهيدان را از آب اولي‏تر است/ آن خطا از صد صواب اولي‏تر است». نقد روشنفكري، به سبب عدم امكان يا عدم اعتقاد به نقد تاريكفكري نيست، بلكه دقيقاً در جهت عميق‏تر كردن همين نقد اخير است. مقصود اين است كه سير بحث به سمتي برود كه بعضي نقاط كورِ مبانيِ فكريِ مسایلِ سياسي را روشن كند و اين امر ميتواند فوايد نظري و عملي زيادي داشته باشد. به اجمال اشاره مي‏كنم كه اين نوع انتقاد منافاتي با رهيافت تفهمي و نگرش جاي-گاهي ندارد؛ چه بسا ديگران هم در آن شرايط همين گونه رفتار مي‏كردند، اما (امایي كه مهم است) اين منافي تخطیهی آن پندارها و گفتارها نيست، در مقام تمثيل شبيه قتل غير عمد است، كه شايد ذمّهی قاتل را زایل كند اما ذمّهی قتل را هرگز.مقدمتاً دو معناي روشنفكري را از هم تفكيك ميكنيم تا معناي بحث ما روشنتر شود. چون واژه‌‌ها گاه دچار انعطاف معنايي هستند، و اگر  مشخص نكنيم راجع به چه صحبت  ميكنيم، ممكن است گزارههايي كه ارايه ميشود  ناظر به معناي مورد نظر تلقي نشود و دچار ابهام كند. روشنفكري يك معناي عمومي رايج دارد و يك معناي اصطلاحي. در معناي رايج، روشنفكر به كسي اطلاق ميشود كه  تعصب ندارد، زنداني زمان و مكان خود نيست، دست كم در حد معلومات عمومي اهل درك و دانش است، و پارهاي ارزشها مثل توسعه، رفاه وعدالت به طوركلي براي او مطرح است. لذا بسياري از افراد بدون آن كه ضرورتاّ اهل فكر، قلم، سخنرا ني و....  باشند ميتوانند در لايههاي پايين روشنفكري قرار گيرند. مثلا ميگوييم مادر من روشنفكراست يعنيفهيم، مطلع، اهل تسامح، حساس نسبت اوضاع جامعه و.... است.ادامه درمجله ي شماره 64

مرتضا مردیها

مصاحبه با دکتر موسا غنی نژاد

 درباره طرح پرداخت مستقیم یارانه انرژی

در راستای تحولاتی اقتصادی ظاهرا قرار است تحولاتی در اقتصاد سال 87 صورت گیرد و رییس جمهوری خبر از آن داده است،خبرهای بهدست آمده از برخی منابع حاکی از پرداخت نقدی یارانهها و مخصوصا حذف یارانههای انرژی است. به نظر شما طرح مذکور چه تحولی را برای اقتصاد ایران به همراه خواهد داشت؟

 برخی اخبار حاکی از چنین طرحی است که دولت مطالعه درباره این موضوع را به بانک مرکزی واگذار کرده، تا راهکاری را در این مورد ارائه دهد. برای خود من این موضوع چندان روشن نیست. اگر هدف برداشتن یارانههای انرژی و پرداخت معادل آن به مردم و به عنوان مثال اقشار کم درآمد جامعه باشد، مستلزم یک برنامهریزی و سازماندهی خیلی قوی است که گروههای هدف و روشهای پرداخت را شناسایی کرده و سپس آن را انجام دهند. اگر تمامی شرطهای مذکور اجرا شود، این طرح خوب و مثبت است، به این معنا که