|
سرمقاله
اندر باب تساهل
"همهی
انسان
ها
به
حقانیت
و
صحت
ایمانشان
فخر می
فروشند،زیرا
عقیدهی
هر
انسانی
به
نظر
خودش
بر
حق
است"
جان
لاک
(1)
تساهل
را
،تحمل
کردن
امور
ناخوشایند
یا
عقاید
مخالف
از
دیگران،بدون
تنگ
نظری
معنا
کرده
اند.(فرهنگ
سخن،دکتر
حسن
انوری
تساهل
پذیرفتن
ِ
"دیگری"
است.به
رسمیت
شناختن
تفاوت
است.اینکه
حقیقت،متکثر
و
لایه
لایه
و
تو
در
تو
است
و
دیگران
نیز
خود
را
بر
حق
می
دانند،آنچنان
که
ما
به
حقانیت
عقاید
و
اندیشه
های
خود
باور
داریم.
"تساهل"
به
ما
می
گوید
که
حقیقت
ِ
مطلق
و
مطلق
ِ
حقیقت
در
همیان
هیچ
کس
انباشته
نیست
و
انبازی
با
"دیگران"
و
"غیر"
را
به
بازی
گرفتن،تنها
راه
ِ
زیستن
در
کنار
یکدیگر
است.باور
به
اینکه
به
قول
سعدی
"هر
کس
را
فرزند
خویش
به
جمال
است
و
عقل
خود
به
کمال"
راه
را
بر
پذیرفتن
ِ
"دیگری"
هموار
می
سازد.اذعان
به
اینکه
معشوق
ِ
زیبا
روی
و
موی
میان
ِ
حقیقت
در
بر
ِ
هیچ
کس
عریان
نخواهد
شد
و
گفتوگوی
ِ
"ما"
و
"حقیقت"
هماره
از
پس
ِ
پرده
های
ستبر
ِ
"ندانستن"
ها
است
و
این
پرده
از
قضا
هیچگاه
بر
افتادنی
نیست،
شرط
لازم
و
کافی
ِ
مهرورزی
با
"دیگران"
است.
"حق
ِ
ناحق
بودن"
از
جمله
حقوقی
است
که
انسان
ِ
عصر
جدید
برای
خود
به
رسمیت
شناخته
است
و
ما
را
از
محترم
شمردن
این
حق
گریز
و
گزیری
نیست.امتزاج
ِ
حق
و
ناحق،داستان
فیل
در
تاریکخانه
است
که
هر
کس
از
ظن
خود
،خویشتن
را
واصل
و
نایل
به
شناخت
کامل
می
داند
و
گویا
هیچ
شمع
روشنی
بخشی
نیز
در
دستان
اقبال
هیچ
کسی
نیست
تا
با
آن
روشنایی
بیافریند
و
سره
را
از
ناسره
بازشناسد.آری!
گل
وجود
ما
را
اینگونه
سرشته
اند.
"یقین"
کالای
دکانی
است
که
صاحب
اش
،آن
را
نمی
فروشد
و
آن
که
گمان
برده
است
آن
را
به
ثمن
ناچیز
خریده
است،خود
فریبی
بیش
نیست.
"تساهل"
فرزند
ِ
خود
را
حقیقت
ِ
کامل
نپنداشتن
و
"دیگری"
را
چون
"خود"
نکو
داشتن
و
"حق
ِ
ناحق
بودن"
را
از
حقوق
حقهی
انسان
ها
دانستن
است.
آن
که
گوید
جمله
حقند
احمقی
است
و
آنکه
گوید
جمله
باطل
او
شقی
است
مولانا
مطبوعات
را
رکن
چهارم
دموکراسی
دانسته
اند.مطبوعات
در
حوزه
جامعه
ی
مدنی
نقش
به
سزایی
ایفا
می
کنند
و
یکی
از
ابزار
ها
و
اهرم
های
مهم
مهار
قدرت
هستند.در
ایران
و
سایر
کشور
های
جهان
،
بسیاری
را
شهدای
مطبوعات
لقب
داده
اند.آنانی
که
جان
بر
سر
قلم
نهاده
اند
تا
روزگاری
از
راه
رسد
که
جان
آدمی
برتر
از
هر
باور
و
عقیده
ای
بنشیند
و
کانون
قدرت
،
دیگران
را
به
رسمیت
بشناسد
و
تسامح
و
تساهل
بورزد.
عالم
روزنامه
نگاری
در
کشور
ما
همواره
عالم
خطر
خیزی
بوده
است
و
روزنامه
نگار
در
این
مرز
و
بوم
همواره
جریده
رویی
پیشه
کرده
تا
از
گذرگاه
تنگ
عافیت
به
سلامت
بگذرد.
در
فضای
سرد
کنونی
مطبوعات
جای
خالی
نشریه
هایی
که
تعطیل
می
شوندچشم
گیر
است.امیدواریم
که
بار
دیگر
این
نشریه
های
تعطیل
شده
را
در
کنار
خانوادهی
بزرگ
مطبوعات
ببنیم.
در
عرصهی
روزنامه
نگاری
هر
از
چند
گاهی
خبر
های
خوشی
نیز
به
گوش
می
رسد
که
تلخی
توقیف
ها
را
اندکی
به
مذاق
،شیرین
می
سازند.یکی
از
این
خبرها،
برگزیده
شدن
عمادالدین
باقی
به
عنوان
روزنامه
نگار
ِ
برتر
است.باقی
از
سوی
مجلهی
معتبر
پرس
گازت
انگلیس
جایزه
روزنامه
نگار
بین
المللی
سال
2008
را
از
آن
خود
کرد.او
به
همراه
دو
روزنامه
دیگر
که
هر
دو
انگلیسی
هستند
حائز
دریافت
این
جایزه
شدند.باقی
در
پیام
خود
به
هیئت
داوری
می
گوید:"من
از
سرزمینی
با
شما
سخن
می
گویم
که
اگر
چه
صد
سال
از
تاسیس
اولین
نهاد
دموکراتیک
– پارلمان –
در
آن
می
گذرد
اما
صد
سال
هم
از
قتل
اولین
شهید
مطبوعاتش
می
گذرد.
... در
سال
1378
نوشتم
باید
کنگره
"بزرگداشت
جمعی"روزنامه
ها
ی
تعطیل
شده
و
مراسم
سالمرگ
انها
را
برگزار
کرد
و
با
ساخت
کالاها
و
بناهای
یادبود
برای
ان
ها
یادشان
را
گرامی
داشت
و
امروز
می
گویم
همانطور |